مطالعه ارتباط بین پیش بینی سود مدیریت ،عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران

قسمتی از متن پایان نامه :

شکل گیری مفهوم عدم تقارن اطلاعاتی

عدم تقارن اطلاعاتی، از موضوعات مهم و اساسی در ادبیات مالی می باشد که در دهه 1970 توسط سه محقق بزرگ اقتصادی، جورج اکرلرف[1]، مایکل اسپنس[2]و جوزوف استیلیتز[3](برندگان جایزه نوبل اقتصاد در سال 2001) مطرح گردید. در آن وقت، میان محافل مالی و اقتصادی دنیا همواره سؤال‌هایی به این تبیین مطرح بود:

  • چرا کسانی که قصد خرید اتومبیل دست دوم دارند، ترجیح می‌دهند به واسطه مراجعه کنند نه فروشنده؟
  • چرا موسسه‌ها با وجود اطلاع از وضع مالیات بر سود سهام، بین سهامداران خود سود تقسیم می‌کنند؟
  • چرا نرخ بهره در کشورهای جهان سوم، اغلب بیش از حد بالاست؟

برندگان جایزه نوبل، پاسخ مشترکی برای سؤالات مطرح شده ارایه کردند و با بهره گیری از فرضیه واقع‌بینانه عدم تقارن اطلاعاتی به بسط نظریه خود پرداختند و برای سؤالات فوق، پاسخ‌هایی به تبیین زیر ارایه نمودند:

  • فروشندگان اطلاعات بیشتری، نسبت به خریداران،درمورد‌ی کیفیت اتومبیل دارند.
  • مدیران شرکت، بیش از سهامداران از وضعیت سود آوری موسسه مطلع می‌باشند.
  • شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  • وام گیرندگان بهتر از وام دهندگان درمورد‌ی توانایی خود برای باز پرداخت اقساط در آینده اطلاع دارند.

اکرلوف نشان داد که عدم تقارن اطلاعاتی می‌تواند موجب افزایش گزینش نادرست در بازارها گردد که این امر قبل از وقوع معامله برای افراد به وجود می‌آید. اسپنس نشان داد که تحت شرایط خاصی واسطه های مطلع با انتقال اطلاعات محرمانه به افراد غیر مطلع، معضلات ناشی از گزینش نادرست را برطرف می‌نمایند. همچنین استیلیتز بیان نمود، گاهی اوقات کار گزار غیر مطلع از طریق گزینش اطلاعات اثر گذار بر تصمیم گیری از میان اطلاعات، بهتر از کارگزار مطلع، به جمع آوری اطلاعات می‌پردازد (وطن پرست، 1384،رسائیان، 1385).

شرکت‌هایی که بر اساس اطلاعات نهانی از سود آوری بالای خود مطلع می‌باشد، سود سهام پرداخت می کند و بازار آن را علامتی برای خبر خوب تلقی می کند و قیمت بالاتری برای سهام آن قابلمی‌گردد و از این طریق با بالا رفتن قیمت سهام، مالیات پرداختی بر روی سود سهام را جبران می‌کنند (وطن پرست، 1384).

[1].George Akrelof

[2].Michael Spence

[3].Joseph Stilitz

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

اهداف پژوهش

اهداف این پژوهش به تبیین زیر می باشد:

هدف کلی:مطالعه ارتباط بین تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت، عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام در بورس اوراق بهادار تهران.

هدف آرمانی: بسترسازی جهت ارتقای کیفیت گزارشگری مالی وحصول به اهداف جامعیت گزارشگری مالی.

هدف کاربردی: فعالان بازار سرمایه و تحلیلگران مالی می‌توانند از نتایج این پژوهش در راستای تعیین اندازه تأثیر تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت بر عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام بهره برداری نمایند. امید می باشد این بهره برداری به اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری بهتر و نیز تحلیل‌های جامع‌تر و کامل‌تر بیانجامد. به علاوه، پژوهش جاری می‌تواند بستری را جهت تحقیقات دانشگاهی در خصوص عدم تقارن اطلاعاتی، با در نظر گرفتن هزینه حقوق صاحبان سهام و تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت، ارائه نماید. همچنین شواهدی را در خصوص ارتباط بین تعداد دفعات پیش بینی سود، عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام ارائه می‌نماید که منجر به گسترش ادبیات هزینه حقوق صاحبان سهام و نیز ادبیات عدم تقارن اطلاعاتی کشور خواهد گردید.

– سؤالات پژوهش

با در نظر داشتن مسئله پژوهش، پژوهش حاضر مشتمل دو پرسشبه تبیین زیر می باشد:

  • آیا تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت، بر عدم تقارن اطلاعاتی تأثیر معنادار دارد یا خیر؟ در صورت داشتن تأثیر معنادار، جهت تأثیر چگونه می‌باشد.

آیا عدم تقارن اطلاعاتی بر هزینه حقوق صاحبان سهام تأثیر معنادار دارد یا خیر؟ در صورت داشتن تأثیر معنادار، جهت تأثیر چگونه می‌باشد

پایان نامه مطالعه ارتباط بین پیش بینی سود مدیریت ،عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران

پایان نامه مطالعه ارتباط بین پیش بینی سود مدیریت ،عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران

پایان نامه - تز - رشته حسابداری