افسردگی – | بیماری

: افسردگی

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  احساس اندوه و غم معمولاً در موقعیتای ناراحت کننده واسه هرکسی پیش میاد و از تجارب طبیعی بشره ( همونطور که در عزا دیده می شه) و باید از مشکل افسردگی فرق داده شه ولی همین موضوع باعث تشخیص کمتر مشکل افسردگی و درمان اون نسبت به اندازه واقعی دچار شدن می شه.

بطوری که طبق آمارهای موجود فقط نصف بیماران دپرس تحت درمان قرار می گیرن. افت کارایی و خساراتی که افسردگی به عنوان شایع ترین مریضی قرن واسه افراد ، خونواده ها و جامعه به بار می آورد در صورت محاسبه خسارات مستقیم و غیر مستقیم اون ارقام خیلی بالایی رو نشون میده.

مشکلات ثانوی مشکل می تونه اثر عمیقی بر سبک و سطح زندگی و سرنوشت افراد بزاره.

پس ضرورت داره کلیه پزشکان مخصوصا پزشکان عمومی که بیشترین مراجعات بیماران دپرس به اون هاس ، با دید دقیق تر به مسأله نگاه کنن و با یاد گرفتن روشای علمی درمان و برگشت به موقع به روان دکتر در کنترل این مشکل و جلوگیری از مشکلات اجتماعی، خانوادگی و . . . اون نقش خود رو ایفاء کنن.

این قرارداد راهنمای خلاصه ایه جهت این اهداف و هیچوقت جانشین آموزش کامل و جامعی که در دوران تحصیل پزشکی فراگرفته شده نیس.

●  اپیدمیولوژی :

اندازه گسترش مشکل افسردگی در طول عمر ۱۵ درصد در مردان و ۲۵ درصد در زنونه. دست کم ۱۰ درصد بیماران پزشکان عمومی و ۱۵ درصد بیماران کارشناسان داخلی رو بیماران دپرس تشکیل میدن. دست کم در نصف این موارد علائم افسردگی بیشترً به طور ناجور به عنوان واکنشای قابل انتظار در مقابل استرس ، ضعف اراده یا تلاش واسه کسب نفع ثانوی تعبیر می شه. اندازه دچار شدن زنان دو برابر مردان و سن متوسط شروع مشکل حدود ۴۰ سالگیه.

●  اتیولوژی :

علل افسردگی نامعلوم س، ولی عوامل بیولوژیک، ژنتیک و عوامل روانی – اجتماعی به طور متداخل مؤثر هستن. مثلاً عوامل روانی و ژنتیک می تونن بر غلظت نوروترانسمیترها در سیناپسا مؤثر باشن و عوامل بیولوژیک و روانی اجتماعی می تونن بر خودنمایی ژنی اثر بذارن.

۱ – عوامل بیولوژیک

چون مصرف داروهای ضد افسردگی سنتی بعد از حدود سه هفته باعث تغییر در گیرنده های پس سیناپسی سروتونین، نوراپی نفرین و دوپامین می شه ( که با شروع اثرات بالینی مطابقت داره ) نوروترانسمیترهای مربوطه، در اتیولوژی مشکل افسردگی سهیم شناخته شدن. بقیه عوامل مثل نظم محور آدرنال، محور تیروئید، هورمون رشد، ریتمای شبانه روزی، نظم ایمونولوژیک و خواب هم در پایه مشکل، مؤثر شناخته شدن.

یافته های ژنتیک نشون داده که فامیل درجه اول بیماران دپرس ۲ تا ۳ بار بیشتر از بقیه افراد دچار مشکل افسردگی می شن. اندازه دچار شدن در دوقلوهای مونوزیگوت که جدا از هم بزرگ شدن،۵۰ درصد و در دوقلوهای دی زیگوت ۲۵ – ۱۰ درصده. در بعضی تحقیقات کروموزمای X ، ۱۱ و ۵ موثر گزارش شدن.

۲ – عوامل روانی – اجتماعی

●  استرس :

تحقیقات نوین نشون داده که استرسای شدید زندگی همراه با اولین دوره افسردگی (و بقیه مشکلات خلقی) باعث تغییرات دیرپا و پایا در حالات فونکسیونل سیناپسا و نوروترانسمیترها می شه که باعث می شه درغیاب استرس هم شخص در برابر دوره های بعدی مشکل باشه.

استرس طولانی و عمومی هم می تونه اثر داشته باشه. به نظر بعضی از کارشناسان استرس نقش اساسی در دچار شدن به مشکل افسردگی داره.

●  خونواده :

روشای بد تربیت بچه مثل سخت گیری بیش ازحد و یا بقیه سایکوپاتولوژیای خونواده در شروع ، دووم و برگشت مشکل تاثیردارن. هم اینکه کسائی که یه یا دو والد خود رو قبل از ۱۱ سالگی از دست دادن، در صورت رویارویی با استرسای زندگی در سنین بالاتر در خطر بالاتر دچار شدن به افسردگی قرار دارن.

●  علائم و ویژگیای بالینی :

واسه در نظر گرفتن تشخیص مشکل افسردگی اساسی وجود دست کم یکی از دو علامت:

۱. خلق دپرس (احساس غم و اندوه) و ۲. از دست دادن علاقه و لذًت، که علائم کلیدی هستن الزامیه. مریض ممکنه اعلام کنه که احساس غم، یأس، پوچی و بی ارزشی می کنه.

واسه مریض، خلق دپرس بیشترً کیفیت خاصی داره که با غمگینی معمولی فرق می کنه (یه درد روحی توان فرسا ) بیماران دپرس بعضی وقتا ازناتوانی واسه گریه کردن شکایت می کنن.

علاوه بر این، وجود چهار علامت از علائم زیر واسه دست کم دو هفته واسه گذاشتن تشخیص لازمه:

۱. افکار انتحاری: تقریباً دوسوم بیماران دپرس به خودکشی فکر می کنن و ۱۰ تا ۱۵ درصد اونا مبادرت به خودکشی می کنن.

۲. تغییرات خواب: تقریباً ۸۰ درصد بیماران از مشکل خواب به خصوص سحرخیزی و بیداریای تکراری شبونه که ضمن اون به مرور ذهنی رویدادهای روز می پردازن رنج می برن (به استثناء کودکان و نوجوانان).

۳. تغییرات وزن و اشتها: خیلی از بیماران دچار بی اشتهائی و کاهش وزن می شن، معهذا بعضی افزایش اشتها و زیاد شدن وزن و پرخوابی دارن. تغییرات جورواجور در مصرف غذا یا اندازه استراحت ممکنه موجب وخامت بیماریای داخلی مثل دیابت، فشارخون و بیماریای قلب و ریه شه.

۴. کاهش انرژی: تقریباً همه بیماران دپرس از کاهش انرژی که منتهی به بروز اشکال در انجام تکالیف، مشکل در تحصیل، حرفه و کاهش انگیزه واسه انجام طرحای تازه   می شه، شکایت می کنن ( انگار همه چیز به پایان رسیده و آخر دنیا هستش ).

۵. احساس بی ارزشی و گناه: احساس به درد نخوری در زمان حال، آینده و گذشته در افسردگی شایعه. مریض اعتماد به نفس خود رو از دست داده و همه چیز رو شکست حساب کرده یا منتظر بدترین اتفاق در آینده س و بدبختی رو جزء لاینفک سرنوشت خود میدونه. اون ممکنه احساس گناه و خودملامتگری در مورد گذشته داشته باشه و خاطرات بد رو همراه با بزرگ نمایی در اثرات روحی و روانی اونا همیشه تو ذهن خود مرور کنه.

۶. کاهش انگیزه و علائق: افراد دپرس از خونواده و دوستای خود کناره گرفته و از فعالیتایی که قبلاً مورد علاقه اونا بوده دست میکشن.

۷. مشکل در دقیق شدن و فوکوس کردن وسختی تفکر: حواس پرتی یا فراموشکاری و افت تحصیلی از جمله مثالای شایع اون هستن.

۸. کندی یا تحریک سایکوموتور: معمولاٌ به صورت کندی در حرکات یا به صورت تحریک پذیری و عصبانیته.

– این علائم ناراحتی قابل توجه بالینی یا تخریب در کارکرد اجتماعی، شغلی یا بقیه زمینه های مهم به وجود می آورد.

– باید یادآوری کرد که علائم بالا نباید به وجود اومده به وسیله اثر فیزیولوژیک مستقیم یه ماده (داروی نسخه شده یا سوء مصرف) یا یه مشکل طبی عمومی (مثل کم کاری تیروئید) باشه و فرد هیچ وقت قبلاً معیارهای مانیا یا هیپومانیا و علائم مشخص اونو تجربه نکرده باشه.

بعضی از بیماران دپرس به مریضی خود واقف نیستن و شکایتی از مشکل خود نمی کنن. بقیه علائم نباتی شامل مشکل قاعدگی و کاهش میل و کارکرد جنسی که بیشتر نامعلوم می مانند، هم دیده می شه. اضطراب ، سوء مصرف الکل و بقیه مواد، شکایات جسمی که بیشتر نامعلوم می مانند، هم در افسردگی دیده می شه.

تحقیقات نشون داده که بیشتر از ۶۵ درصد بیماران دپرس که به پزشکان مراجعه می کنن یه جور  درد دارن (دردهای پراکنده که ممکنه جابجا شن، دردهای پشت گردن و بازوها و حتی سردرد و کمردرد که شدت و دووم اون متناسب با مشکل ارگانیک نیس). در اقشار کم سواد، درد مخصوصا می تونه یکی از شکایات اولیه مهم بیماران دپرس باشه که معمولاً به تشخیص نادرست منجر می شه.

نصف این بیماران تغییرات شبانه روزی در علائم رو که بیشتر صبحا شدید تر از عصرها  هستش ذکر می کنن. درصد بیماران از مشکل دقیق شدن و فوکوس کردن و۶۷ درصد از سختی در تفکر شاکی هستن (این مورد در دانش آموزان و دانشجویان عواقب تحصیلی قابل توجه ای بوجود میاره).

●   اشکال بالینی دیگری از افسردگی که در زیر ذکر می شن هم وجود دارن.

– افسردگی تهییجی (آژیته ) : که در اون شخص تحریک می شه.

– افسردگی کنه: با کندی روشن سایکوموتور.

– افسردگی کاتاتونیک : با بهت ثانوی بر افسردگی مشخص می شه.

– افسردگی نهفته:که در اون خلق دپرس روشن نیس.

– دپرس آتیپیک: با پرخوابی، پرخوری وفلج سربی مشخص می شه.

●  در فرد داغدیده یا سوگوار در موارد زیر تشخیص مشکل افسردگی اساسی مطرح می شه :

۱. وجود علائم بیشتر از دو ماه

۲. تخریب عملکردی روشن.

۳. اشتغال ذهنی بیمارگونه با بی ارزشی،

۴. وجود فکر خودکشی،

۵. وجود علائم پسیکوتیک،

۶. وجود کندی روانی- حرکتی.

.

منبع :

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *